... چشم خداوند چو دست تو دید ، بوسه زد و اشک ز چشمش چکید ، با لب آغشته به زهر جفا ، بوسه زده دست ...
... چشم خداوند چو دست تو دید ، بوسه زد و اشک ز چشمش چکید ، با لب آغشته به زهر جفا ، بوسه زده دست ...
به دو چشم تو که چشم از ... نه تو چشم داری به دست ... لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود ...
دست زمانه مشت تو را باز می ... که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و ... آن چه از چشم تو تا عمق وجودم ...
چشم خداوند چو دست تو دید. بوسه زد و اشك ز چشمش ... بوسه به دست تو بزد مجتبى. دید چون در كرب و بلا ...
هر کس که دید روی تو بوسید چشم ... که در گیر و دار از دست دادن عزیزی هستم که ... جان فدا چو ...
ای چشم تو مست ... دشمن که نمی‌توانمش دید به چشم. از بهر دل تو دوست ... ای دست جفای تو چو ...
آیا حضرت موسی خدا را با چشم دید ... تا من به تو نگاه كنم . خداوند ... به واقعیت شىء دست پیدا مى ...
تا رفت مرا از نظر آن چَشم ... در درد بماندیم چو از دست ... حَسرَت چو مرا دید: هیهات که رنج تو ز ...
چشم خداوند چودست تو دید ... حال زینب رامگو علامه از شه چو ن شنید دست عباس علمدارش جدا افتاده ...
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت ... در اشک ما چو دید روان گفت کاین ... چون چشم تو دل می‌برد از ...
شراب شعرهای عاشقانه فریدون مشیری اشعار فریدون مشیری,شراب شعر چشم تو ... دید! سرشک ... دست ندهید
وقتی دوزخیان را دید و از حالات آنها باخبر ... به دو چشم تو که چشم ... به سر زلف تو گر دست رسد ...