نمیدانم چرا رفتی نمیدانم چرا !!! شاید خطا کردم *** و تو ... بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم چرا رفتی ... نمیدانم چرا !!! شاید خطا کردم و تو ... بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ...
نمیدانم چرا رفتی؟؟؟ شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی . تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
نمیدانم چرا رفتی ! نمیدانم چرا همچنان در خاطرات این دل شکسته خسته هنوزم صدایت هست .
نمیدانم چرا رفتی نمیدانم چرا شاید خطا کردم. وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی. نمیدانم کجا ...
نمیدانم چرا دل ... غم انگیز است تو شیداییم را به چشم خویش فهمیدی و رفتی. نمیدانم چه می ...
به خودم! اما نمیدانم چرا؟!! هنوز برای آمدنت فال ... رفتـــــــــــــی...بس دیگه ساکت شو ...
نمیدانم چرا رفتی. ... دوشنبه 22 خرداد 1391-10:37 ب.ظ. نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا ... نظر()