... وان و وان رو پر کردم و شروع کردم ... اره و لاف رو زدم بالا و امد توی بغل من خوابید ...
... شده و هی سعی می کردم زندایی رو به حرف ... باز کن »؛ سریع زندایی رو بغل کردم و به مامان ...
و بچه ها رو بغل کرد و صندلی ... من یه لحظه پشت سرو بغل رو چک کردم دیدم همه خوابن و لب رو لباش ...
داستان کون کردن زنم. از روزی که میترا رو عقد کردم تو کف کون قلنبه و سفیدش بودم ولی دو تا مشکل ...
همديگه رو بغل كرديم و بوسيديم آخه من و زندايي ام همسن هستيم و فقط سه ماه ازهم فاصله داريم!
شبای اول جرات نمیکردم برم سمتش ولی کم کم نصف شبا پتو رو میدادم ... از ترس سرمو کردم زیر پتو ...
May 09, 2013 · ... ومیدونستم اون سنگین خوابه یواش یواش رفتم کنارش دراز کشیدم اون به بغل ... رو پر تف کردم ...
آرین هستم امروز میخوام داستان سکس خودم با زن عموم رو براتون بگم.داستان از اونجا آغاز میشه که ...
داستان کون کردن زنم. از روزی که میترا رو عقد کردم تو کف کون قلنبه و سفیدش بودم ولی دو تا مشکل ...
... بعد در رو باز ... کیرم رو حسابی چرب کردم وبعدش ... رو تخت وهمدیگه رو بغل کردیم ...
... تو بغل دایی ... ماه بعدش زندایی الهام رو هم با خودش ... کردم و هنوز که ...
آرین هستم امروز میخوام داستان سکس خودم با زن عموم رو براتون بگم.داستان از اونجا آغاز میشه که ...
... کارنامه رو گرفتیم ... منو از پشت بغل کرده بود و ... کردم همه وقایع رو همون طور که ...
... برو اتاق بغل حموم.اونجا اتاق ... لحظه ی آخر همه رو کردم تو کونش و بی حال ... کون زندایی ...
Jun 09, 2006 · بغل من نشسته بود و پاهاشو روی هم ... بیتا رو بلند کردم و به اتاقش بردم و توی رختخوابش ...
یه زنه حدودا 28-30 ساله که یه اندام سکسی داشت که هر مردی رو ... کردم. شیرجه رفتم رو ... بغل كردن ...
... رو زمين و به سمت تخت رفتم و گفتم چرا که نه باکمال ميل و شيرجه زدم تو بغل ... رو حس مي کردم ...
داستانی رو که براتون میخوام ... خالم لخت اومد منو از پشت بغل کرد و ... دست کردم تو موهاش و از پشت ...
... تو بغل دایی ... ماه بعدش زندایی الهام رو هم با خودش ... کردم و هنوز که ...
پسر عموم که خواب بودو بغل کردم و بردم خونشون رو تختش گذاشتم و خودم اومدم بيرون.